مطالب تكان دهنده اي بود، خاطرات طلبه سيرجاني از زندان را ميگويم او كه به جرم اعتراض به زمين خواري به زندان انداخته شد!!! و اين روزها از خاطرات خويش از شهرام جزايري مي گويد، شهرام كه يك شبه پولدارشد ، يكباره دستگير شد و اعتراف كرد و زندان رفت و به يك آن گريخت و به لحظه اي دوباره دستگير شد اينروزها خبر مي رسد كه زندان براي او حقيقتا منزل دوم است!!!
چند روز پيش داشتم مصاحبه محسن رفيق دوست را مي خواندم كه در آن كلي از مظلوميت خودش گفته بود اما اينبار ديگر نگفته بود من كار اقتصادي ندارم كمي از فعاليت هايش گفته بود!!! از ماجراي خداداد وبرادرش هم گفته بود ، اما هيچ توضيحي نداد كه چرا خداداد اعدام شد وبرادرش فقط به زندان رفت حتي توضيح كاملي نداد كه برادرش چگونه مامور خريد زندان شد در حالي كه مجرم بود و زنداني، فقط گفته بود كه من اين موضوع را رد مي كنم بي هيچ توضيح اضافه اي !!! حتي اشاره كرده بود كه برادرش سختي هاي بسياري كشيده است و..........!!!
همين پنج ماه پيش بود خيابان هاي پايتخت صحنه محشر بود آتش زدند وكشته شدند و كشتند وگرفته شدند وزندان رفتند وبعد به يكباره دهان ها از تعجب باز ماند!!! هر كدامشان از زندان صحبت مي كردند انگار از يك منطقه بكر طبيعي يا يك منطقه ييلاقي مي گفتند، يكي از آب در ماني واستخر هر روزه وپزشك اختصاصي ميگفت، آن يكي بارفقا عكس مي انداخت و وبلاگنويسي مي كرد آنقدر فضاي صميمي در زندان برقرار شده بود كه باز جو هم براي وبلاگش مي نوشت ، براي بعض ديگرشان هم فضاي روحاني زندان يادآور حقايقي بود كه از ياد برده بودند!!!
و...............
وقتي فكر مي كنم چگونه اقتصاد با مفاسد اقتصادي وقدرت مفسدين ويران مي شود ، چه انسان هاي بسياري به سبب فساد اقتصادي بيكار شدند و مي شوند ، چه انسان هايي از نداري به دام گناه وتباهي كشيده شدند و مي شوند، چه مردان وزناني زندگي هايشان گسست و.........
وقتي مي بينم يك جامعه با وجود همه ناراحتي هاي اجتماعي واقتصادي مجبور است بار دعواهاي سياسي بعضي را تحمل كند ، جوان هايش را خرج دعواي قدرت كند ، زير بار استرس ها وفشارهاي عصبي از تفكر تهي شده ، انرژي هاي مثبت جامعه گرفته مي شودو .................
وقتي اين ها را مي بينم وبه آن فكر مي كنم سخته برام مصلحت انديشي وسكوت !!! همه آحاد بشر زندان را مكاني قرار داده اند تا كساني كه تحمل زندگي مسالمت آميز با هم نوعان خود ندارند در آن ادامه حيات دهند باشرايط مخصوص به خودش تا بتوانند زندگي كردن در كنار ديگران را بياموزندوسپس به آغوش جامعه برگردند اما اين روزها زنداني هاي سرزمين ما اندك اندك دارند شهر و ديار مارا به زنداني بزرگ براي در قفس كردن عدالت وهمه زيبايي هاي آن تبديل مي كنند!!! و خود آزادانه بر طبل بي قانوني مي زنند، ماكه مي دانيم شما نخواهيد توانست عدل علي(ع) را اجرا كنيد ، ما كه دلمان را به اين نيم بند اسلامي كه بنا كرده ايد خوش كرديم و رضايت داريم حتي بيشتر جانمان را هم براي حفظ آن فدا مي كنيم با اين اوصاف فقط يك خواهش داريم وبس ! عدالت را اجرا نكنيد بالاخره كسي براي اجرايش خواهد آمد اما:

لطفا عدالت را مسخره نكنيد
یا ایهّا الذّین ءامنوا کونوا قوّامین بالقسط شهداء للّه و لو علی انفسکم او الوالدین و الاقربی
ای کسانی که ایمان آورده اید! بر پای دارنده عدالت باشید، و برای خدا شهادت دهید، اگرچه به زیان شما، یا پدر و مادر و نزدیکان شما باشد
والعاقبة للمتقين